با اينكه بابام مي گه هنوز دهنت بوي كرانچي مي ده ولي من تورا عاشق مي باشم
اي دختر همساده !
هر بار كه با موهاي دم موشي ات به حياط مي آيي تا لي لي بازي كني و هي
دماغت را بالا مي كشي دل كوچك من خيلي قنج مي رود . ان روز كه در استپ
هوايي توپ را بالا انداختي من سوزيدم ولي عمداً چون حس كردم در گلويم گير
كرده اي . من اصلاً فكر نمي كردم كه تو از مَمَد فرنگيز خانم اينا با اون كت شلوار
مسخرش خوشت بياد و من از تو خيلي دلگير مي باشم . از بس عباس اقا بقال
محله لپ تو را كشيد و گفت كوچولو چي مي خواي تو پرو شدي و بي حيايانه
خنديدي . تا صبح ماهواره مَمَد فرنگيز خانم اينا رو تماشا كردي كه من غيرت
خونم نرمال شد . من هر روز لب پنجره منتظرت مي نشينم و با دستان كوچكم هي
گيتار مي زنم كه { چه خوشگل شدي امروز } و تو از سرويس مدرسه پياده
مي شي و در حالي با راننده ي گنده بكه سرويس باي باي مي كني وسط كوچه
مقنعت رو در مي ياري و من اهنگ رو عوض مي كنم {واي از دسته اين دختره
بدجوري داره دل ما رو مي بره } را مي خونم . ان يكي روز كه معلمتان {من بادام
دارم } درس داد تو با گريه به خانه آمدي و گفتي من بادام مي خوام و من به تو
بادام دادم و تو غافل از اينكه من با چه دلهره و ترسي ان بادام ها را از آجيل
فروشي اكبر اقا دزديدم و اكبر اقا تا سر كوچه دنبالم دويد .
تو هميشه با احساسات پاك من بازي كردي و هميشه سوء استفاده كردي ولي
اشكالي نداره چون به زودي تو همسر من مي شوي اي دختر همساده

.
.
.
شبی غمگین شبی بارانی سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود ندانست
که در قلبم چه اشوبی به پا کرد

.
.
.
آخراي دوست نخواهي پرسيد
که دل ازدوريت چه کشيد
سوخت در آتش وخاکستر شد
وعده هاي توبه دادش نرسيد
داغ ماتم شد و بر سينه نشست
اشک حسرت شد و برخاک چکيد
آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن و روي تو سپيد
جان به لب آمده درظلمت غم
کي به دادم رسي، اي صبح اميد
آخر اين عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهي ديد
دل پر درد فريدون مشکن
که خدا برتو نخواهد بخشيد
........................................................................................................................ ![]()
این اپ رو تقدیم میکنم به سه خواهر خوب و مهربونم که خودشونم میدونن چقده دوسشون دااااااااااااارم
ـ دیوار سکوت (ابجی زینب عزیزم) که اینجام جا داره نامزدیشو تبریک بگم و بگم چقده خوشحال شدم از خبر نامزدیش![]()
![]()
ـ کلبه تنهایی من (اجی سپیده ی مهربونم ) که دیگه فقط میتونم بگم خودشه که میدونه چقده عزیزه واسم
ـ کالسکه سوااااااااااااااااااااار عزیزم (اجی شانیایی مهربون خودم )
همین ... میدونم خیلی وقته اپ نداشتیم . واسه مدتیم که نبودم فقط میتونم بگم ببخشید که یه مدت همراهتون نبودم ........ ![]()
و اما این عکسم که به نظرم قشنگ بود تقدیم به همه ی شمااااااااااااااااااااااااااااااااها

